سلاممممممممممممممممممممممم

الان ک دارم این رو مینویسم صدای هیعت های محلمون میاد...............

نمیدونم براچی اما همیشه من برا ماه محرم غمگینم خیلی دلم میخواد برم اما نمیشه خیلی سخته هوا خیلی سرده خیلی حالم خوش نیست................

راستی از اینا بگذریم .....................مامانم ک امد برا جلسه تومدرسه معلمم بهش گفت مامانم خیلی عصبانی شد اما وقتی جریان رو کامل بهش گفتم وگفتم من تقصیری ندارم خیلی بهم افتخار کردمنم که تو دلم کیلو کیلو قند اب میکردن ک مامانم دعوام نکرد ................خلاصه نقاشی رو ک بهش نشون دادم کلی خندید ومنم با این خنده ها عشق میکردم چون میدئنستم از دعوا خبری نیست خدارو شکر جون سالم بدر بردم.............................اگه کمتر بهتون سر زدم دوست های عزیز ببخشیددددددددددددددد