نوشتممممممممممممممممممم
نوشتم به ياد كساني كه از صفر اغاز كردند
نوشتم به ياد رفاقت هاي پاك
نوشتم به ياد روزهاي شيرين دانش آموزي
به ياد ميزو نيمكتهاي چوبي
به ياد آن تخته سياه هميشه در شكنجه
به ياد عقربه ساعت هميشه در خواب رفته
به ياد خوش ترين طنين گوش خراش آزادي
به ياد پنجره هاي جوش خورده ي چركي
به ياد مانع هاي ارتباط بيروني
به ياد پيرمرد هميشه جارو به دست
به ياد لحظاتي كه بي درنگ خوش گذشت
به ياد روزهاي شيرين مدرسه
واي كه چقدر زود گذشت
...
سلام................... من ستایشم